الملا فتح الله الكاشاني
467
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
آن چه ظاهر الفساد بود بر كسى كه او را اندك فهمى و دركى بود به جهت فرط جهالت و عدم استبصار ايشان * ( وَما أَمْرُ فِرْعَوْنَ ) * و نبود كار فرعون * ( بِرَشِيدٍ ) * راه راست نماينده يا خداوند نهج رشد و صواب بلكه غى محص و ضلال صريح بود و چون امروز فرعون پيش رو ايشان بود و ايشان متابع او فردا نيز * ( يَقْدُمُ قَوْمَه ) * پيش روى كند قوم خود را و ايشان تابع او باشند * ( يَوْمَ الْقِيامَةِ ) * در روز رستخيز * ( فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ ) * پس درآورد ايشان را به آتش دوزخ ايراد ورود به صيغه ماضى با آن كه مراد معنى مستقبل است به جهت دلالت يقدم قومه است بر او * ( وَبِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ ) * و بد موردى است در آمده شده در او يعنى آتش دوزخ و ورد در اصل آبشحوريست براى تبريد جگر و تسكين عطش آتش مورديست بر ضد آن و آيه در حكم دليل است بر قوله وَما أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ چه هر كه را عاقبت او اين باشد در امر او رشد و صلاح نباشد و يا تفسير آنست كه مراد برشد چيزى باشد كه مامون و حميد العاقبت باشد * ( وَأُتْبِعُوا ) * و از پى درآمده شدند فرعون و قوم او * ( فِي هذِه لَعْنَةً ) * در اين سرا لعنة را كه دورى از رحمة و نزديكى به هلاكت * ( وَيَوْمَ الْقِيامَةِ ) * و در روز قيامت نيز دورى از رحمت كه مستلزم عذاب ابدى است و در پى ايشانست * ( بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ ) * بد عطائيست داده شده بديشان يعنى لعنت هر دو جهان و ايراد عطا براى لعنت به جهت آنست كه در مقابله آن چيزيست كه عطا كرده شود باهل جنت از انواع نعم و قتاده گفته كه ( ترافدت عليهم لعنتان من اللَّه لعنة الدنيا و لعنة الآخرة ) و نافع بن ازرق از ابن عباس پرسيد كه ما الرفد الموفود فرمود هو اللعنة بعد اللعنة * ( ذلِكَ ) * اين خبر * ( مِنْ أَنْباءِ الْقُرى ) * از اخبار ديههاى هلاك شده است * ( نَقُصُّه عَلَيْكَ ) * ميخوانيم قصهء آن را بر تو * ( مِنْها ) * بعضى از آن قرى * ( قائِمٌ ) * باقيست با ابادان مانند زرع قايم ايستاده * ( وَحَصِيدٌ ) * و برخى از آن مفقود است يا خراب شده و در هم گشته چون درويده و گويند قايم آنست كه اثر آن ديده مىشود چون ديار عاد و ثمود و حصيد آن كه آثار آن باقى نيست چون ديار قوم نوح اين جمله مستانفه است و اينكه بعضى گفتهاند كه حالست از هاء نقصه صحيح نيست به جهت آنكه معرا از واو و ضمير است * ( وَما ظَلَمْناهُمْ ) * و ما ستم نكرديم با اهل ديهها با هلاك ايشان * ( وَلكِنْ ظَلَمُوا ) * و ليكن ايشان ستم كردند * ( أَنْفُسَهُمْ ) * بر نفسهاى خود به ارتكاب آن چه موجب عذاب ايشان شد * ( فَما أَغْنَتْ ) * پس نفع نرسانيدند و قدرت دفع نداشتند * ( عَنْهُمْ ) *